شبیه سیاوش ، تو شعر فرنگیس
بهشتی که پژمرد ، تو دستای ابلیس
برام راه بازی ، فقط کیش و ماته
میبازم همین جا ، تو هم از خداته
منو آرزو کن ، واسه خاطراتت
واسه حال و روز ، خوش و رو به راهت
یه شرقی غمگین ، که پر اضطرابه
میخواد بی تفاوت ، کنارت بخوابه
بسازت برقصون ، تن لحظه هامو
نگات آسمونه ، نداری هوامو