شراب مست گیرایی ، که جنسش اصل شیرازه
زمستونی که خورشید رو ، به یخبندون نمیبازه
گوارای لبات اسمم ، همونجا که صدام کردی
منو آهسته بوسیدی ، تو آغوشت خدام کردی
یه شب قبل تو فهمیدم که دنیا اهل منطق نیست
کسی با درک احساسش ، بدون قصه عاشق نیست
حوالی سکوت از دور ، هوای ماجرا خوبه
ولی نزدیک این رویا ، وجودت غرق آشوبه
نگاه دلبرت با ذوق ، برام آینده میسازه
شراب مست گیرایی ، که جنسش اصل شیرازه
گوارای لبات اسمم ، همونجا که صدام کردی
من آهسته بوسیدی ، تو آغوشت خدام کردی
یه شب قبل تو فهمیدم ، که دنیا اهل منطق نیس
کسی با درک احساسش ، بدون قصه عاشق نیس